برام جالب بود زهرا جون تو پست جدیدش خصوصیات اخلاقیش و نوشته بود .منم بد ندیدم که این کار و بکنم و من واقعی ایم و بیان کنم تا هر کسی که میاد و قصه هامو می خونه بدونه با چه شخصیتی رو به روست .
1_شلوغ و پر سر و صدا هستم .گاهی احساس می کنم زیاد از سهمم حرف می زنم .این اخلاقم بیشتر تو جمع خودشو نشون میده ولی وقتی خونه ی خودمون باشم وسرحال هم نباشم .مثل یه لاک پشت تو لاک خودم فرو میرم و ساکت و کم حرف میشم .
2_همه ی ادما رو دوست دارم ،حتی اونایی که ازشون خوبی ندیدم .نمی دونم چرا ولی هیچ وقت نشده از کسی بدم بیاد .شاید همون لحظه عصبانی شدم و یه نفرت کوچولو تو دلم اومده ولی زود بدی ها رو فراموش می کنم واین یعنی اصلا کینه ای نیستم و تو هر شرایطی می تونم افراد و ببخشم .
3_اهل قهر کردن و انتقام نیستم ،یادم نمیاد تا حالا با کسی قهر کرده باشم .حتی با اقای همسر ."قهر می کنم ولی حرف می زنم ".اگه شخصیتی برام مهم باشه برام فرقی نمی کنه خطا از من بوده یا اون و اگه احیانا قهری پیش بیاد تو اشتی کردن پیش دستی می کنم و برام مهم نیست که غرورمو شکسته باشم .چون اون فردبیشتر از غرورم برام اهمیت داشته .
4_گاهی فکر می کنم خودخواه و حسود میشم .همچین مواقع که چنین حسی بهم دست میده به خودم میگم "هی شیطونه باز اومدی سراغم ،چی می خوای ازم" ولی اون ول کنم نیست که نیست .
5_حساس و زود رنجم ولی اکثر اوقات بروز نمیدم .بعضی حرفا ازارم میده ولی ترجیح میدم به روی خودم نیارم ولی در عوض تو تنهایی تلافی می کنم .اونقدر بهش فکر می کنم که دیوونه میشم .
6_زود عصبانی میشم و عکس العمل نشون میدم ." این رفتارم مربوط به خونه ی خودمون و افراد خانوادمه وبا بالایی فرق می کنه" .خیلی وقتا از عصبانیت های خودم پشیمون میشم ولی اب ریخته رو که نمیشه جمع کرد !
7_تو فصلها تابستون ،تو ماهها اسفند وتو روزای هفته پنج شنبه رو بیشتر از همه دوست دارم.
8_رنگ مورد علاقه ام صورتیه وبیشتر وقتا تو انتخابام میاد و دخالت می کنه و خودشو جا میده .به طوری که وقتی از خرید میام خونه بیشتر لباسا یا وسایل صورتی شدند .
9_همیشه ارزوی داشتن یه اسب و داشتم ولی فکر کنم فعلا این یه ارزو ی محال باشه چون نه پولش و دارم ،نه جاشو و نه طرز نگهداریش وبلدم .
10_ پیاده روی ٬ قدم زدن زیر بارون٬ نشستن و خیره شدن به دریا هم از چیزاییه که خیلی خیلی دوست دارم و ارومم می کنه.
11_از باد و رعد و برق می ترسم ،از اخبار هم متنفرم چون شنیدن خبر سیل و زلزله تنم و می لرزونه.
12_شب وبا اون سکوتش خیلی دوست دارم و بیشتر وقتا تا نیمه های شب بیدارم و تو اون خلوت به همه چیز راحت فکر می کنم بدون هیچ سر و صدایی .مدتها پشت پنجره می ایستم و به خیابون خلوت خیره میشم و گاهی عبور یه ماشین اون سکوت و خلوت قشنگ من و می شکنه .گاهی هم چشمم به اسمون میفته و اگه ستاره ها تو اسمون باشن بی اختیار شعر ستاره های غریب فریدون و زیر لب زمزمه می کنم .
12_زیادی خوش خنده ام و بیشتر وقتا نمی تونم خنده امو کنترل کنم و فکر می کنم این مسئله بعضی از جاها من و از این که یه خانم متین و باشخصیت نشون بده، دورم می کنه به خاطر همینم از این رفتارم اصلا خوشم نمیاد .
13_با عسل گاهی مثل یه مادر مهربون و فداکار و از خود گذشته رفتار می کنم گاهی هم مثل یه سگ هار میشم که خودم از خودم وحشت می کنم .
14_زیاد اهل دوست بازی نیستم چون سعی می کنم کسی رو به عنوان دوست انتخاب کنم که با رفتارای من ست باشه ٬ حرفامو بفهمه و منم باهاش راحت باشم نه این که مدام تو برخوردام باهاش دچار مشکل بشم به خاطر همین دوست به معنای واقعی کم دارم .
15_نمی دونم چرا ولی حس ششمم گاهی اوقات زیادی فعال میشه .کسی بهم دروغ بگه حتی اگه خیلی هم ریلکس باشه ،حتی اگه چشم تو چشم هم نباشم٬ حسم بهم میگه این حرفش دروغه و بیشتر جر و بحث من و اقای همسر هم سر همین موضوعه و تا الان همش من برنده بودم و حدسام درست از اب در اومده به طوری که اقای همسر میگه تو اینا رو از کجا می فهمی ؟
16_به تزئینات اهمیت میدم و هر چیزبی خودی دستم میاد اونقدر بهش ور میرم تا یه چیز خوشگل از توش در بیارم .
17_اهل حاشا کردن نیستم و به رفتارای بدم راحت اعتراف می کنم .بیشتر وقتا به نفعم نبوده ولی هیچ وقت نتونستم زیر کاری که کردم یا حرفی که زدم بزنم .
18_ادم ترسویی هستم و اکثرا این ترسم مانع از انجام دادن خیلی از کارا میشه .
پ ن :این من بودم تازه با کلی سانسور که دلم می خواست ریز به ریزشو بگم اما خیلی طولانی میشد.شایدم این جور نوشتن یه خود شناسی باشه و با هر بار خوندنش بتونم نقاط ضعف و قوتم و تقویت کنم.