میگه :عجب غلطی کردم به دنیا اومدم .هی نمی خواستم به دنیا بیام ٬من و به دنیا اوردی و بزرگم کردی .من دلم می خواست کوچیک باشم .
من :
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 15:37  توسط نجوا
|
یادم باشد فردا حتما ناز گل را بکشم حق به شب بو بدهم و نخندم دیگر به تر ک های دل هر گلدان ! و به انگشت نخی خواهم بست تا فراموش نگردد فردا زندگی شیرین است زندگی باید کرد و بدانم که شبی خواهم رفت و شبی هست که نباشد پس از ان فردایی !